قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

چند روایت از خانه خبرساز «نیما»/ حاشیه‌های یک میراث میلیاردی

«خانه نیما» یکی از کلیدواژه‌های رسانه‌ای حوزه فرهنگ در هفته اخیر بود؛ داستان این خانه چیست و چگونه سرانجام یک «ملک شخصی» تبدیل به دغدغه‌ای از جنس «میراث» شده است؟
«بعد، انشعاب از آن حزب پیش آمد و مجله مردم رها شد و دیگر او را ندیدم تا به خانه شمیران رفتند. شاید در حدود سال ۲۹ و ۳۰ که یکی دوبار با زنم سراغشان رفتیم. همان نزدیکی‌های خانه آن‌ها، تکه زمینی وقفی از وزارت فرهنگ گرفته بودیم و خیال داشتیم لانه‌ای بسازیم. راستش اگر او در آن همسایگی نبود آن لانه ساخته نمی‌شد و ما خانه فعلی را نداشتیم. این رفت و آمد، بود و بود تا خانه ما ساخته شد و معاشرت همسایگانه پیش آمد. محل هنوز بیابان بود و خانه‌ها درست از سینه خاک در آمده بود و در چنان بیغوله‌ای آشنایی غنیمتی بود. آن‌هم با نیما… از سال ۱۳۳۲ به بعد- که همسایه او شده بودیم پیرمرد را زیاد می‌دیدم. گاهی هر روز در خانه‌هامان یا در راه. او کیفی بزرگ به دست داشت و به خرید می‌رفت یا برمی‌گشت. سلام و علیکی می‌کردیم و احوال می‌پرسیدیم و من هیچ در این فکر نبودم که بزودی خواهد رسید که او نباشد و تو باشی و بخواهی بنشینی خاطراتی از او گرد بیاوری و بعد کشف بشود که خاطراتی از گذشته خودت گردآورده‌ای…»

اینها بخشی از توصیف جلال آل‌احمد نویسنده نامدار ایران معاصر از نیما یوشیج. دو نویسنده و شاعر، دو دوست و همسایه‌ در شمیران تهران و ساکن در منازلی که امروز یکی به بیغوله تبدیل شده است و دیگری نیز با وجود یال و کوپال نوسازی، شش سال پس از فوت آخرین بازمانده‌اش، هنوز رویی از زندگی به خود ندیده، توگویی خانه‌هایشان هم خوی صاحبانشان را به خود گرفته‌اند. یکی ویران و افسرده و دیگری عصیان‌گر و ناسازگار با محیط.

داستان «خانه نیما» چیست؟

اواخر دی ماه سال جاری بود که معاون میراث فرهنگی استان تهران در خبری اعلام کرد که از دو ماه پیش‌تر و به درخواست مالک فعلی و با حکم دیوان عدالت اداری «خانه نیما» از شمار آثار ثبتی میراث فرهنگی خارج شده و مالک قصد فروش و تخریب آن را دارد؛ این همان خانه منطقه شمیران تهران است واقع در محله دزاشیب. در کوچه‌ای به اسم رهبری که ساکنان آن می‌گویند پیش از این نام کوچه نیما را بر خود داشته است و البته خانه‌ای در ابتدای پیچ نخست آن که سال‌هاست متروکه است و اهل کوچه در این سال‌ها بیشتر با نام خانه سرهنگ شریف‌نیا می‌شناسندش. سرهنگ شهربانی که در حوالی سال ۱۳۳۴ این خانه را می‌خرد و البته گواهی تاریخ حکایت از خرید این منزل از «عالیه خانم» همسر نیما می‌دهد.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *