قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

شهر هزار سنگر چگونه جبهه ضدّ انقلاب را به بُن بست کشاند؟

ششم بهمن ماه در تاریخ انقلاب، به عنوان سالروز «حماسه تاریخی مردم شهر هزارسنگر» شناخته می‌شود؛ حماسه‌ای که به عنوان یکی از ایام الله، شایسته یادآوری و بزرگداشت است.

حماسه انقلابی مردم آمل در تاریخ انقلاب اسلامی، آن‌چنان شکوهمند و غرورانگیز است که بنیانگذار و معمار کبیر انقلاب اسلامی، در وصیت‌نامه الهی سیاسی خود هم به آن اشاره فرموده‌اند و البته در شانزدهمین جلد از صحیفه امام(ره) نیز چنین آمده است: «شما ملاحظه فرمودید که اینها در داخل تبلیغات زیاد می‌کردند؛ به خارج هم که رفتند تبلیغات زیاد می‌کنند؛ به اینکه مردم در اختناق ‌اند و خودشان همه مخالف ‌اند با جمهوری اسلامی. می‌گویند در صد تا، شش تا موافق دارد جمهوری اسلامی، یا فوقش ده تا، ولی سایرین همه منفی و مخالف هستند! و دیدند که همه آمالشان را به شمال دوخته بودند و بیشتر تبلیغات این بود که شمال دیگر تقریبا صددرصد مخالف با جمهوری اسلامی هستند؛ و این‌ها همه‌ قوای‌شان را جمع کردند و به آمل، آن حمله‌ وحشیانه ‌غافلگیرانه را کردند، به امید اینکه مردم آمل هم با آن‌ها هم‌دست بشوند و آمل را مرکز استان قرار بدهند و بعد مازندران و جاهای دیگر و رشت و همه‌ جاها را بگیرند و جلو بروند … اینها به خیال خودشان با دست ملت می‌خواستند که – همان ملتی که آنها تراشیدند که مخالفند با جمهوری اسلامی- با اینها بیایند و مرکز را هم بگیرند و حکومت را تغییر بدهند و بعد هم هر طوری که دلشان می‌خواهد عمل بکنند؛ مرتجعین را هم از بین ببرند! وقتی مواجه شدند با مخالفت مردم – مهم مخالفت مردم بود- شکست خوردند و ما باید تشکر کنیم از شهر آمل و آن مردم فداکار که مع ‌الأسف، خُب عده ‌ای را هم شهید دادند، لکن خُب این مطلب را ثابت کردند که آن‌ جایی که شما تمام آمال ‌تان به آنجا بود با شما مخالفند؛ حالا شما می‌خواهید بیایید قم!؟ می‌خواهید بیایید تهران، جاهای دیگر!؟ …»

و اینها، همان نکته‌هایی است که در بیانات رهبر انقلاب اسلامی هم به چشم می‌خورَد تا نام «شهر هزار سنگر» گرامی داشته شَوَد: «این موضوع آنقدر اهمیت داشت که امام رحمت الله‌ علیه، آن را در وصیت ‌نامه‌ تاریخی خود ذکر کردند تا فراموش نشود و برای آیندگان بماند… تعبیر ظاهری «هزارسنگر» از شهر آمل به دلیل سنگربندی خیابان‌ها در حادثه‌ ششم بهمن سال ۱۳۶۰ است؛ اما تعبیر واقعی آن، به معنای سنگر دلها است که با این تعبیر، به عدد هر انسان مؤمن و با انگیزه ‌ای، سنگری در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد.»

باید گفت که یکی از شیوه‌های برخورد دشمنان با هر انقلاب نوپا و تازه متولد شده، تحمیل برخی فشارها از جوانب و مسیرهای مختلف به نیروهای انقلابی است تا شاید، پا پس بکشند و مقاومتشان در هم شکسته شود.

انقلاب اسلامی ما هم از این قاعده مُستثنی نبود و توطئه‌های بنی صدر خائن، توطئه‌های منافقان کوردل، اقدامات چریک‌های فدایی، حمله به طبس، کودتای نوژه و البته تحمیل جنگ همه جانبه، تنها بخشی از اقدامات دشمن برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی بود.

در این میان، یکی از اقدامات دشمن سلطنت طلب و همدست با کوته فکران خارج نشین، حمایت از اتحادیه کمونیستهای ایران بود؛ اتحادیه ای که خود را سربداران جنگل می‌خواند!

اینان کسانی بودند که پس از عزل بنی صدر، راه مبارزات مخفی و مسلّحانه را برگزیدند و با الگوگیری از برخی افراد خارجی، تلاش می کردند تا از طریق مردم روستاها و با به هم پیوستن آنها، به تهدید شهرها بپردازند و خود را برای یک راهپیمایی بزرگ جهت فتح مرکز ایران مُهیا نمایند!

آنان معتقد بودند که پس از تشکیل دو جبهه علیه انقلاب اسلامی یعنی جبهه جنگ تحمیلی و جبهه مبارزات منافقان در کردستان، جبهه سوم یعنی اتحادیه کمونیست‌های ایران، می تواند با استقرار در شمال کشور، عملا انقلاب اسلامی را به بن بست بکشاند؛ محاسباتی که البته غلط از آب درآمد و آنها باز هم در برابر اراده مردم مقاوم و انقلابی شکست خوردند.

و اما دلیل انتخاب آمل در شمال کشور برای تداوم مبارزات این اتحادیه، همراهی جنگل و دریا در این منطقه و امکان استتار و استفاده از میوه‌های خوراکی در جنگل در کنار نزدیکی به مرز و همچنین نزدیکی به جاده استراتژیک هراز بود تا بتوانند در مواقع لازم و با بستن جاده و توزیع اعلامیه، بسیاری از مردم و مسافران را از وضعیت مبارزات خود آگاه سازند.

به هر حال تحلیل ناآگاهانه آنان این بود که مردم روستاهای شمال کشور با توجه به بافت دهقانی خود، با آنان همراه شده و سبب سقوط انقلاب اسلامی می‌شوند!

به همین دلیل، مبارزات آنها در شمال کشور آغاز شد و پس از مدتی تصمیم گرفتند تا در ششم بهمن ماه یعنی در سالروز انقلاب سفید نظام شاهنشاهی، به آمل حمله و این شهر را تصرف کنند.

آنها در حالی در شب ششم بهمن ماه سال ۱۳۶۰ و همراه با فقط ۱۰۰ نفر نیرو به شهر حمله کردند که تصورشان بر همراهی مردم برای تسخیر پایگاه بسیج شهر، فرمانداری شهر و همچنین ساختمان سپاه آمل بود تا پس از آن، تمام شهر را به دست آورند و اعلام استقلال کنند!

و اما در کمتر از ۱۲ ساعت و در بعدازظهر روز ششم بهمن ماه، همه خیالات واهی آنان نقش بر آب شد و نه تنها مردم شهر با آنان همراهی نکردند که مردم روستاهای اطراف آمل و حتی زنان آمل هم به یاری حزب الله شهر شتافتند و در کمتر از ۱۲ ساعت، آمل را به «شهر هزار سنگر» تبدیل کردند تا توهّمات ضد انقلاب، نقش بر آب شود.

اینچنین بود که در این روز، حدود ۴۰ نفر از مردم غیور آمل، به فیض شهادت نائل آمدند تا اتحادیه پوشالی سربداران جنگل، به زباله دان تاریخ بپیوندد.

اسناد تاریخی نشان می دهد که پیشنهاد آیت الله جوادی آملی در آن روزها برای حضور نیروهای انقلابی در جنگل و ناامن کردن آن برای نیروهای ضدّ انقلاب که مورد تأیید فرماندهان نظامی هم قرار گرفت عملا به درآمدن این نیروها از لاک خود و حمله به شهر منجر شد تا با این اقدام انتحاری، آنان عملا خود را به هلاکت بیندازند و قدرت واقعی مردم انقلابی ایران را مشاهده نمایند.

به همین مناسبت است که از ششم بهمن ماه ۱۳۶۰ به عنوان یکی از ایام الله تاریخ انقلاب اسلامی یاد می‌شود؛ روزی که شاهد شکست دیگری برای ضدّ انقلاب بود تا شهدای دیگری، توفیق آبیاری نهال انقلاب را به دست آورند.    

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *